خرید بک لینک

درباره سایت

_ 27/1/98

امکانات وب

بسم الله

20 مین ب 7 بیدار شدم و ب روزی فکردم ک نمیدونم قراره چحوری رقم بخوره...ب هیچ کدوم از بچه ها نگفتم ک قراره بابا بیاد دنبالم بجز امیرحسین، منیژه 8 کلاس داشت، تا وقتی بره، ناخونامو گرفتم و جامو جمع کردم، صبونه خوردم و همه ی وسایلامو جمع کردم، چیزایی ک قرار بود بذارم خوابگاه بمونن رو تو ی پلاستیک مشکی بزرگ گذاشتم ک ان شاءالله اگ قرار شد یجای دیگ بغیر خونه بمونم، اونارو بدم بابا ببره خونه، فکنم حداکثر نیم ساعت دیگ بابا برسه...9/53

برچسب: نویسنده: پارسا رستمیان تاريخ: سه شنبه 27 فروردين 1398 ساعت: 15:46

صفحه بندی